صفحه نخست
تماس با نویسنده
نویسندگان وبلاگ
اسم من پریسا است
متولد 10/12/1358 هستم
همزاد با تنهایی
با یه دل صاف و عاشق
آرشیو وبلاگ
آبان ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
لینک دوستان
کميته پی جوی آزادی دانشجويان در بند
مهندسی صنايع و فن آوری اطلاعات
ميرزا قلی خان راپورتچی
روز نوشته های کامران نجف زاده
روز نوشته های يک فيلسوف تنها
عشق اساطيری
جدايی
رويای مينای من
گوگوش بزرگ بانوی هنر ایران زمین
خروجی و آمار وبلاگ
لوگوی دوستان

به این جمله اعتقاد داشتم که از دنیا هر انچه طلب کنی بدست می آوری و حالا با بدست آوردن بهترین ها ایمان پیدا کردم .
خداوند هر آنچه را طلب کنیم و اثبات کنیم که لیاقتش را داریم به ما خواهد داد شک نکنید شک نکنید.
خدایا دوستت دارم چون به من یه عشق واقعی دادی خدایا دوستت دارم.
پيام هاي ديگران () PermaLink دوشنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸٧ - پريسا
زندگي کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذردو قلب ها گرامي تر از آنند که بشکنند . آنچه از روزگار بدست مي آيد با خنده نمي ماند و آنجه از دست برود با گريه جبران نميشود!! فردا خورشيد طلوع خواهد کرد حتي اگر ما نباشيم...یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است .....
از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟ خدا جوب داد:گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد
با تشکر از رضا
دلم گرفته و هیچ چیز جز صدای تو گرفته گی دلم رو برطرف نمی کنه
با من غریبه گی نکن
من خود غریبه و آواره ام
پيام هاي ديگران () PermaLink چهارشنبه ۱٩ دی ،۱۳۸٦ - پريسا
چرا ما آدمها اینطوری هستیم واسه چیزای کوچیک و بی ارزش هم دروغ میگیم
آخه این درسته تازه اینقدر بی شرم هستیم که توقع داریم دیگرون هم این دروغهای ما رو باور کنن
واقعا که .........
پيام هاي ديگران () PermaLink چهارشنبه ۱٩ دی ،۱۳۸٦ - پريسا
پيام هاي ديگران () PermaLink دوشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸٦ - پريسا
به تمام لاله هاي روئيده در دلهاي عاشقان قسم
به قطره قطره ی خونی که به رگهايم جاريست
و به تمام وسعت دنياي خالی از کينه ای که برای خود ساخته ام
به شفافيت دنيای مملو از عشق!
و به موجوديت گلهای سرخ !
به تمام آنانکه دوست داشتن را دوست دارند
و عشق را باور می کنند
به آنهايی که گل عشق در وجودشان بارور است
و حتی به زمستان هم می شکفد !
به سجاده ای که هميشه عطر ياس از آن به مشام می رسد
و حتی به خودت قسم
به تويی که لحظه لحظه های خاطراتم را معنا می کنی
رهایم کن
هي هي
نفس بكش نفس بكش
درونت را مسموم تر كن
و جانت را زخمي تر
خوابت را براي كدامين ستاره گفته اي
كه طالعت اينگونه تيره بخت است
و عشقت اينچنين خونبار
نفس نكش نفس نكش
دلت را عاشق تر كن
و روحت را ارامتر
گريه نكن گريه نكن
اشك هايت بهايش بالاست
و من مسكين در توانم نيست
من را دگر زنده نپندار
من را دگر عاشق نپندار
عاشق ديوانه ي تو اكنون مرد !!!
پيام هاي ديگران () PermaLink یکشنبه ٢ دی ،۱۳۸٦ - پريسا
"بند" سزاوار دلارام نیست!
او رها است و برای رهایی زیسته است. بند نیز شرمگین می شود اگر بر دست او خم شود.
30 ماه بند! حکمی است که به پاس تلاشهای یک فعال حقوق زنان به دست او داده اند!
شرم است بر ما و تاریخمان این برگ!
بند و تازیانه را بر مدافعان حقوق زن چه کار؟! به پاس کارنامه حمایت از محرومان بم، دلارام را به بند می برند.
به پاس پیشرو بودن در جنبش زنان، دلارام را به بند می برند.
به پاس پیشرو بودن در جنبش دانشجویی، دلارام را به بند می برند.
به پاس پوییدن، رهیدن، رهانیدن، دلارام را به بند می برند.
22 خرداد 85 کجا بودی که ببینی اش؟ بر زمینش کشیدند. دستش را شکستند. همین دلارام را. همین دل – آرام را.
چه شد؟ راسخ تر شد در این که قانون نابرابر "باید" تغییر کند، حتا اگر برای آن دلارام را به بند برند.
بعد از 22 خرداد دیدی اش؟ در کوچه ها ، خیابانها، وقتی که امضا جمع می کرد؟ وقتی که حرف می زد و دفاع می کرد از ایده اش، اراده اش که قانون نابرابر باید تغییر کند! وقتی که باورش را از رهایی در کنشی مسالمت آمیز و انسانی و بشر دوستانه دنبال می کرد که قانون نابرابر باید تغییر کند!
اینک او را به پاس این همه، به بند می برند؟! هیچ بندی سزاوار دلارام نیست!
ما جمعی از فعالان جنبش زنان به حکم دو سال و شش ماه زندان و 10 ضربه شلاق دلارام علی – فعال حقوق زنان- اعتراض داریم و بدینوسیله اعتراضمان را به همه کسانی که می توانند در تغییر این حکم تاثیرگذار باشند اعلام می کنیم.
اینجا رو هم ببینید. http://www.we4change.info
پيام هاي ديگران () PermaLink دوشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٦ - پريسا
نامه معروف چارلی چاپلین | |
از اونجایی که نامه معروف چارلی چاپلین به دخترش خیلی در زندگی من اثر داشته تصمیم گرفتم واسه شما بزارمش شما هم فیض ببرید.... جرالدین دخترم از تو دورم از دیدگانم محو نمی شود . اما تو کجایی؟در پاریس روی صحنه تئاتر پر شکوه شانزلیزه .در نقش ستاره باش و بدرخش اما اگر فریاد تحسین آمیز تماشاگران و عطر گلهایی که برایت فرستاده اند تو را فرصت هشیاری داد بنشین و نامه ام را بخوان . ولی یک لحظه تصور توهنر قبل از آنکه دو بال پرواز به انسان بدهد اغلب دو پای او را می شکند . درخشش گرانبها ترین الماس این جهان تو را فریب دهد آن شب است که این الماس ریسمان نا استوار زیر پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است.روزی که چهره یک اشراف زاده بی بند و بار تو را بفریبد آن زمان بند بازی ناشی خواهی بود.بندبازان ناشی همیشه سقوط میکنند.بزرگترین الماس این جهان آفتاب است که خوشبختانه بر گردن همه میدرخشد. اما اگر روزی دل به مردی آفتاب گونه بستی با او یکدل باش و براستی او را دوست بدار. دخترم هیچ کس و هیچ چیز را در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد که دختری ناخن خود را به خاطر آن عریان کند.برهنگی بیماری عصر ماست.به گمان من تن تو باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است.جرالدین دخترم با این پیام نامه ام را به پایان میرسانم! جرالدین دخترم شاید شبیانسان باش زیرا که گرسنه بودن و در فقر مردن هزار بار قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است . |
دله هیش کی مثه من غربت اینجا رو نداره
دیگه حتی یه علاقه همه مردن تو دلم
مثه گنجیشکای بی لونه و بی جای محله
دیگه هیچ جا تو درختا جای من نیست که برم
با تو بودن خیلی وقته که گذشته
بی تو بودن مثه مهر سرنوشته
دیگه اسمه تو رو هی زمزمه کردن
واسه من نه تو می شه، نه فرقی داره
بارونه از سر شب همش می باره
تو گوشم داد می زنه همش ناله
میگه هیش کی مثه من غربت اینجا رو نداره
زندگی ارزشه این همه اشکا رو نداره
پيام هاي ديگران () PermaLink شنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸٦ - پريسا